Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

من این پایین نشستم سرد و بی روح

تو داری می رسی به قله کوه

داری هر لحظه از من دور میشی

ازم دل می کنی مجبور میشی

تا مه راهو  نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمی تونم بمونم

 

خودم گفتم که تلخ روزگارت

منو  بیرون بریز از کوله بارت

دلم می مرد و راهت بغضو  سد کرد

به خاطر خودت دستاتو رد کرد

برو بالاتر از اینی که هستی

تو بغض هر دوتامونو شکستی

با چشم تر اگه تو مه بشینی

کسی شاید شبیه من ببینی

منم اون که تو رو داده به مهتاب

کسی که روتو می پوشونه تو خواب

کسی که واسه دنیای تو کم نیست

می خوام یادم نره دست خودم نیست

 

تا مه راهو  نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمی تونم بمونم


آخرین ارسال ها